ســـلام
بهترين آرايش صورت. لبخند است
آینده خودت رو چطور می بینی ؟
شاداب باشید
لينک دونی ما
درباره ...
فک کن خوش اخلاق نباشیم!
فک کن باحال نباشیم!
فک کن شیطون نباشیم!
فک کن فضول نباشیم!
فک کن به دلت نشینیم!
فک کن جی جل نباشیم!
فک کن با جنبه نباشیم!
فک کن بستنی نباشیم!
فک کن مهربون نباشیم!
فک کن ساده نباشیم!
فک کن بامرام نباشیم!
فک کن بامعرفت نباشیم!
فک کن راز نگه دار نباشیم!
فک کن عشقولانه نباشیم!
فک کن رومانتیک نباشیم!
فک کن آتیش نباشیم!
فک کن پررو نباشیم!
فک کن خوش مل نباشیم!
فک کن خوش تیپ نباشیم!
فک کن آی کیو بالا نباشیم!
فک کن فلفلی نباشیم!
فک کن نامردی کنیم!
فک کن سیکار بکشیم!
فک کن لب به مشروب بزنیم!
فک کن حکم بازی کنیم ببازیم!
فک کن شبا بیرون بریم!
فک کن فلفل نخوریم!
فک کن از ما خوشت نیاد!
فک کن عاشقمون نشی!
فک کن love نترکونیم!
فک کن لوس نشیم!
فک کن اخم کنیم!
فک کن دعوات کنیم!
فک کن پشتت حرف بزنیم!
فک کن بی جنبه بازی دراریم!
فک کن دوسمون نداشته باشی!
فک کن حرف دلت رو نگی به ما!
فک کن خیانت کنیم!
فک کن نتونی به ما اعتماد کنی!
فک کن تنبلی کنیم!
فک کن ناراحتت کنیم!
فک کن سر کارت بذاریم!
فک کن دلمون برات بسوزه!
فک کن لهت بکنیم!
فک کن فلفلیت نکنیم!
فک کن .....................!
85/12/01 - 85/12/29
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
جستجو گر
لوگوي ما
یه شعر که خیلی دوسش دارم
در كلاس روزگار درسهاي گونه گونه هست خوب سلام به همه دوستان گلم ببخشید که نتونستم عید قربان به روز کنم وبلاگ رو حالا یه شعر که خیلی دوستش دارم رو براتون میذارم و امید وارم که شما هم دوست داشته باشین درآنجا بر فراز قله کوه اگر مي داني در اين جهان كسي هست
درس دست يافتن به آب و نان
درس زيستن كنار اين و آن
درس مهر . درس قهر . درس آشنا شدن
درس با سرشك غم ز هم جدا شدن
در كنار اين معلمان و درسها
در كنار نمره هاي صفر و نمره هاي بيست
يك معلم بزرگ نيز در تمام لحظه ها در تمام عمر
در كلاس هست و در كلاس نيست
نام اوست مرگ
و آنچه درس مي دهد زندگيست
دو پایم خسته از رنج دویدن
به خود گفتم که در این اوج.دیگر
صدایم را خدا خواهد شنیدن
به سوی ابرهای تیره پر زد
نگاه روشن امیدوارم
زدل فریاد کردم کای خداوند
من او را دوست دارم, دوست دارم
صدایم رفت تا اعماق ظلمت
به هم زد خواب شوم اختران را
غبار الوده و بی تاب کوبید
در زرین قصر اسمان را
ملائک با هزاران دست کوچک
کلون سخت سنگین را کشیدند
ز طوفان صدای بی شکیبم
به خود لرزیده,در ابری خزیدند
ستونها همچو ماران پیچ در پیچ
درختان در مه سبزی شناور
صدایم پیکرش را شستشو داد
زخاک ره,درون حوض کوثر
خدا در خواب رویا بار خود بود
به زیر پلکها پنهان نگاهش
صدایم رفت و با اندوه نالید
میان پردهای خوابگاهش
ولی ان پلکهای نقره الود
دریغا,تا سحرگه بسته بودند
سبک.چون گوش ماهی های ساحل
به روی دیدهاش بنشسته بودند
صدا صد بار نومیدانه برخاست
که عاصی گرددو بر وی بتازد
صدا می خواست تا با پنجه خشم
حریر خواب اورا پاره سازد
صدا فریاد میزد از سر درد
به هم کی ریزد این خواب طلایی؟
من اینجا تشنه یک جرعه مهر
تو انجا خفته بر تخت خدایی
مگر چندان تواند اوج گیرد
صدای دردمند و محنت الود؟
چو صبح تازه از باز امد
صدایم از صدا دیگر تهی بود
ولی اینجا به سوی اسمانهاست
هنوز این دیده ی امیدوارم
خدایا این صدا را میشناسی؟
من اورا دوست دارم دوست دارم
كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند
وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ،
مهم نيست كه او مال تو باشد ،
مهم اين است كه فقط باشد :
زندگي كند ، لذّت ببرد...
چه شاعرانه...
کاربر
آنلاين: نفر .:.
چت زنده
.:.
@
نوشته شده توسط فلفلک و
فلفلی در
سه شنبه 1385/10/12 ساعت
2:50 PM موضوع :
مطالب پيشين
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2006-2007 © by felfeley
Template Design by www.FelFeleY.Co.Sr